پنج شنبه2 شهريور 1396                         خانه تماس با ما بایگانی   
 
 
بازدید: 2173 تن
 

آقاي رئيس جمهور، خلاف به عرضتان رسانيده اند




  برگرفته ازماهنامه خواندنی شماره 71، اردیبهشت وخرداد1391، رویه 39

مطلب درباره ي نمايشگاه کتاب است و آماري که از سوي مسئولان عرضه ميشود. در گزارش مقام هاي گوناگون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، از شمار عنوان هاي کتاب و تعداد کتابهاي عرضه شده در نمايشگاه کتاب گفته ميشود که پايه و مايه ي درست و حسابي ندارد و چون جريان «گفت» يک سويه است، بنابراين مجالي براي ديگران نيست که آن را نقد کنند و يا منبع و منشا اين ارقام و آمار را طلب کنند.
اما جدا از اين مساله بايد به اين موضوع توجه کرد که اگر آمار دقيقي از ناشران با توجه به وابستگي آنان به دستگاههاي دولتي يا شبه دولتي و حوزه ي فعاليت آنان را وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به آگاهي حاضران و رييس جمهور مي رسانيد، در آن صورت متوجه حفره ي بزرگ در مساله ي نشر مي شديم و مي شدند.
پيش از وارد شدن به بحث، بد نيست به بخشي از گفتوگوي آقاي اسدالله شکل آبادي مدير انتشارات «زمان نو» در اصفهان (روزنامه اطلاعات – 13/2/1391) با سرخط «وضعيت نشر رضايت بخش نيست، نظري بيفکنيم:
شکل آبادي:
من کارم را از کتابفروشي شروع کردم، خوب با شکوفا شدن انقلاب اسلامي در سال 57 عطش خواندن کتاب در آن سالها زياد بود و اشتياق به دانستن و مطالعه در جامعه به قدري زياد که ما روزهاي پرکاري را سپري مي کرديم، از طرفي در آن سالها بسياري کتابها از مميزي در آمده بودند و ديگر اينکه تمايل به دانستن و آگاهي بيشتر در شناخت سياسي افکار عموم باعث اين اشتياق شده بود تا حدي که من هر هفته به تهران مي رفتم تا کتابها را به موقع بين دست فروش ها و کتاب فروشها توزيع کنم – کتابها در حوزه سياسي، جامعه شناسي، روانشناسي، فلسفه، شعر، تاريخ، مذهبي و ادبيات بود که تيراژ کتابها حداقل به ده هزار نسخه ميرسيد و بازار نشريه قدري داغ بود که بسياري سرمايه داران در صنوف ديگر روي آور به سرمايه گذاري در توليد و چاپ کتاب شده بودند چرا که کار مقبول و پرسود و رونق با کمترين ريسک مالي محسوب ميشد. من اگر کتابي را به کتابفروش ميدادم حداکثر شب و روز دوم تمام شده بود و باز درخواست کتاب داشتم و فروش کتاب در آن زمان به پخشي ها يا کتاب فروشان نقدي بود يا نهايتا 25 روزه که وقتي به بانک مراجعه مي کرديم مطمئن بوديم چک پاس ميشود... امروز شاهد برخورد سليقه اي دولت در خريد کتاب هستيم که اين هم در مورد برخي ناشران صورت ميگيرد. بدين منوال ناشران دولتي و برخي ناشران بزرگ پايتخت که بيشترشان کتابهاي درسي و کمک درسي کار ميکنند ادامه حيات دارند و ناشران فرهنگي خصوصا در شهرستانها دچار مشکلاتي هستند که اميدي به حياتشان نيست، چراکه بعضا با ورشکستگي مالي مواجه اند و روزگار سختي را سپري ميکنند. با ادامه اين روند ناشراني که تا به حال هم سرسختانه بر فعاليتشان تاکيد دارند امکان تعطيلي و خروج از حوزه نشر برايشان غالب شده و به انزوا خواهند رفت و برعکس گذشته که بسياري از صنوف ديگر به اين کار روي آور شده بودند الان شاهد اين هستيم که فعالان حوزه نشر به ناچار سراغ کارهاي ديگر و فعاليتهاي اقتصادي غير از حوزه نشر رفته اند. اما برخي به دليل علاقه به فرهنگ با درآمدهاي حاصل از آن کارها بدون هيچ چشم داشت مادي باز سعي در انتشار و چاپ اثر دارند.

آقاي رييس جمهور، کاش پيش از سخنان غرا در نمايشگاه کتاب، نوشته هاي آقاي اسدالله شکل آبادي را خوانده بوديد و يا اينکه پس  از خواندن آن، در ديدگاه خود تجديد نظر فرماييد.
رونق نمايشگاه بيش از پيش، از ناشران متکي به خزانه ي مردم (يا همان بيت المال) و ناشران آموزشي و کمک آموزشي است.
اگر يکي از بازرسان شما سري به ادارات کل فرهنگ و ارشاد در مرکز استانها بزند، خواهند ديد که پياپي کاميونهاي پر از کتاب به انبار آنها وارد ميشود و آنها هم اين کتابها را با وانت به اداره هاي فرهنگ و ارشاد شهرستانها ميفرستند و البته بسياري از اين کتابها هم، کيلويي فروخته ميشوند و خمير ميگردند.
دليل اين کار همان است که يکي از پيش کسوتان امر نشر (اسدالله شکل آبادي) درباره ي خريد کتاب از ناشران مي گويد. کتاب هايي که حرفي دارند و به ويژه تاريخي، از ناشران خريداري نمي شود؛ بلکه بسياري از ناشران حتا از خريد کتابهاي چاپ خود آن هم در شمارگان بالا اطمينان دارند، اگر در اين مورد ترديد داريد مي توانيد، دستور دهيد يک تن از بازرسان مورد اعتماد شما، شمارگان و عنوان کتابهايي خريداري شده از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را البته با نام و محل استقرار ناشر، مورد بررسي قرار دهند. بر پايه ي مقررات اين وزارتخانه موظف است که از هر کتاب چاپ اول، تعداد 59 نسخه خريداري کند که بايد اين خريد را مستثنا کرد.
در اين نمايشگاه، تني چند از ناشران که مورد بي مهري وزارتخانه هستند، دعوت به حضور نشدند و براي پر کردن جاي آنها گفتند که ناشران کتاب کودک حتا با يکي دو اثر ميتوانند در نمايشگاه شرکت کنند.
از سوي ديگر افزايش بهاي بي رويه ي کاغذ باعث شد تا بهاي فيلم و زينک ، چاپ و صحافي نيز به طرز بي سابقه اي افزوده شود. در نتيجه شماري از ناشران مستقل و « خرده پا»  با توجه به دستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که بهاي پشت کتابها در نمايشگاه نبايد تغيير داده شود، در نمايشگاه شرکت نکردند. زيرا افزون بر هزينه ي زياد نمايشگاه ( اجاره غرفه - حمل قفسه بندي کتاب و بازگرداندن آنها - پرداخت هزينه کارکنان و تامين خوراک آنان ) در برابر فروش 3 جلد کتاب به بهاي پشت جلد ميتوانند تنها يک جلد در آينده چاپ کنند .
از سوي ديگر، گفته ميشود که ناشران داراي «پول و پله» کافي، کتابهايي را که چاپ ميکنند، يکباره جلد نمي کنند؛ بلکه با روند قيمت در بازار، آنها را با بهاي پشت جلد مناسب، روانه ي بازار ميکنند و مانند آنها، حتا چاپ شمارگان محدود با عنوان هاي چاپ دوم، سوم، چهارم و...







فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  






 
 
گروههای جستارها:
 
 
 
پربازدیدترین ها:
 
پاسخ به بی بی سی درباره نژاد مردم ایران

نهضت پان ايرانيسم و رستاخيز كردستان آن سوي مرز

يادواره‌ي عكس پيش‌گامان و كوشندگان مكتب پان ايرانيسم

پيدايي ناسيوناليسم ايـران

همه مردم فلات ايران، از يك ريشه‎اند
 
همه حقوق وابسته به دیدارگاه مرکز پژوهش های  کاربرد ی ایران می باشد.-
برداشت نوشتارها با بهره گیری از آنها تنها با یاد نویسنده و نشانی این دیدگاه روا می باشد.
Powered by Ratin Co Copyright © 2009 karbord   All rights reserved.