رژيم حقوقي درياي مازندران، بر پايه دو قرارداد مودت (1921) و بازرگاني و بحرپيمايي
(1940)، ميان دولت ايران و دولت اتحاد شوروي استوار است.
بر پايهي فصل يازدهم عهدنامهي مودت:
... طرفين متعاهدين رضايت ميدهند كه از زمان امضاي اين معاهده، هر دو بالسويه حق كشتيراني آزاد را در زير پرچمهاي خود در بحر خزر (درياي مازندران) داشته باشند.
در پنجم فروردين ماه 1319 (25 مارس 1940)، قرارداد بازرگاني و بحر پيمايي ميان دولت ايران و دولت اتحادجماهير شوروي بسته شد. در اين قرارداد، به حق بهرهبرداري يكسان و انحصاري دو دولت از درياي مازندران، چه از نظر كشتيراني (ماده 13) و چه از نظر استفاده از منابع طبيعي (بند 4 ماده 12)، به گونهي روشن و غير قابل تعبير، اشاره شده است. بند 4 ماده 12 مقرر ميدارد:
هر يك از طرفين متعاهدين ماهيگيري را در سواحل خود در حد 10 ميل دريايي به كشتيهاي خود اختصاص داده و اين حق را براي خود محفوظ ميدارند كه واردات ماهيهاي صيد شده از طرف كاركنان كشتيهايي را كه زير پرچم او صيد مينمايند، ازتخفيفات و مزاياي خاصي بهرمند سازند.
افزون بر آن، در روز امضاي قرارداد بازرگاني و بحرپيمايي (5 فروردين 1319/25 مارس 1940)، سفير كبير دولت اتحاد شوروي در تهران كه اين قرارداد را از سوي دولت خود امضا كرده است، در نامهاي به وزير امور خارجه ايران، با روشني كامل از درياي مازندران به عنوان درياي ايران و شوروي نام ميبرد. وي به وزير امور خارجهي ايران مينويسد:
با نهايت توقير، مراتب زير را به استحضار آن جناب ميرساند: ...
نظر به اين كه درياي خزر كه طرفين متعاهدين آن را درياي ايران و شوروي ميدانند...
در پاسخ وزير امور خارجهي ايران به سفير كبير دولت اتحاد شوروي در تهران مينويسد:
با كمال توقير، وصول نامه 25 مارس 1940 آن جناب را كه به مضمون ذيل است، تاييد مينمايم ... درياي خزر كه طرفين متعاهدين آن را درياي ايران و شوروي ميدانند ...
ماده 13 قرارداد بازرگاني و بحر پيمايي ميان ايران و اتحاد شوروي تصريح دارد:
طرفين متعاهدين بر طبق اصولي كه در عهدنامهي مورخ 6 فوريه 1921 ميان ايران و جمهوري متحده سوسياليستي شوروي روسيه اعلام گرديده است، موافقت دارند كه در تمام درياي خزر، كشتيهايي جز كشتيهاي متعلق به ايران يا اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي و يا متعلق به اتباع و بنگاههاي بازرگاني و حمل كشوري يكي از طرفين متعاهدين كه زير پرچم ايران يا پرچم اتحاد جماهير شوروي سير مينمايند، نميتواند وجود داشته باشد.
بدينسان، مفاد قراردادهاي 1921 و 1940 و نيز نامههاي متبادله پيوست قرارداد 1940، روشن ميسازند كه:
1ـ درياي مازندران يك درياي بسته است
2ـ اين دريا در يد مالكيت و حاكميت مساوي دو دولت ايران و شوروي قرار دارد
3ـ از آن جا كه تحديد حدود در اين دريا ميان ايران و شوروي به عمل نيامده، مالكيت و حاكميت دو دولت بر اين دريا، مشاع ميباشد.
در سال 1370 (1991 ميلادي)، اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي، فرو پاشيد. در اين فرآيند، 15 واحد سياسي بر پهنهي اتحاديهي مزبور، سر بر آوردند كه 4 واحد آن (فدراسيون روسيه، جمهوري قزاقستان ، تركمنستان و آذربايجان «آران» )، در كنار درياي مازندران قرار دارند.
همهي واحدهاي سياسي ايجاد شده بر پهنهي اتحاد شوروي، از جمله جمهوريهاي ياد شده در بالا، بر پايهي توافقهاي به عمل آمده در آلما آتي (پايتخت وقت قزاقستان) و مينسك (پايتخت بلاروس)، اعلام كردند كه به عنوان ميراث خواران اتحاد شوروي، همهي معاهدات و تعهدات اتحاد مزبور را به رسميت شناخته و محترم ميدارند.
بدين سان ميراث خواران اتحاد شوروي (فدراسيون روسيه، قزاقستان، تركمنستان و جمهوري آذربايجان «اران» ) ، تنها مالكيت و حاكميت 50 درصد از درياي مازندران را به گونه مشاع در اختيار دارند.
ازاينرو، چهار واحد سياسي مزبور، ميبايست نخست بر سر مرده ريگ اتحاد شوروي در درياي مازندران كه عبارت است از 50 درصد درياي مزبور، به توافق برسند و سپس با ايران بر سر رژيم حقوقي نوين درياي مازندران، به گفتوگو بنشينند.
بدينسان، حقوق تاريخي و قانوني ملت ايران بر پايهي قراردادهاي موجود ميان ايران و اتحاد شوروي، روشن و مسجل است.
هيچكس و هيچ مقامي نميتواند و اجازه ندارد كه از سوي ملت ايران قراردادي را امضا كند كه كوچكترين خدشه بر منافع و مصالح ملت ايران در درياي مازندران وارد كند.
از آن جا كه تحديد حدود ميان ايران و دولت شوروي در درياي مازندران به عمل نيامده است، پذيرش سهم كمتر از 50 درصد، در حكم تجزيه ايران و بر خلاف اصول قانون اساسي كنوني ايران است.
تهران 23 مهرماه 1386
اجتمـاع بـراي وحـدت
هيات اجرايي حزب پانايرانيست
سازمان زنان ايران (ايران دخت)
سازمان دانشجويان و دانش آموختگان ملي ايران (ايران پاد)
سازمانهاي برون مرزي وابسته به هيات اجرايي حزب پانايرانيست