چهارشنبه17 شهريور 1389                         خانه تماس با ما بایگانی   
 
 
بازدید: 49 تن
 

ملت گرايي


بيش‌ از هفتاد سال‌ است‌ كه‌ واژه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم‌ وارد فرهنگ‌ اجتماعي‌ ـ سياسي‌ ميهن‌ما شده‌ است‌. سال‌ها، اين‌ واژه‌ و مفاهيم‌ آن‌ در حد گفتگوهاي‌ نظري‌، آن‌ هم‌ به‌ كوشش‌ دكتر محمود افشار يزدي‌ باقي‌ ماند. براي‌ نخستين‌ بار، وي‌ در سال‌ 1306 اين‌ واژه‌ را به‌ كار برد . سپس‌ در سال‌ 1311، به‌ شرح‌ و بسط آن‌ پرداخت‌ و بعد در سال‌ 1324، «پان‌ ايرانيسم‌ » در قالب‌ يك‌ مكتب‌ فرهنگي‌، به‌ جامعه‌ي‌ ايران‌ عرضه‌ شد. در سال‌ 1326، بر پايه‌ي‌ اين‌ انديشه‌ يك‌ مكتب‌ فكري‌ بنيان‌گذاري‌ گرديد و مساله‌ شكل‌ سياسي‌ به‌ خود گرفت‌ .
حضور نيرومند حزب‌ توده‌ در آن‌ زمان‌ و دشمني‌ حكومت‌ اتحاد شوروي‌ با انديشه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم‌، سبب‌ بروز كشمكش‌هايي‌ ميان‌ هواداران‌ انديشه‌ي‌ مزبور و حزب‌ توده‌ شد . نظام‌ اتحاد شوروي‌ سابق‌، يعني‌ زندانبان‌ ملت‌ها، قوم‌ها و تيره‌هاي‌ بسيار، براي‌ جلوگيري‌ از گسترش‌ انديشه‌ي‌ «ملي‌ گرايي‌ » و در نتيجه‌ پيش‌گيري‌ از قيام‌ ملت‌ها، تيره‌ها و اقوام‌ زير ستم‌، كوشش‌ بر آن‌ داشت‌ تا انديشه‌ي‌ ملي‌ گرايي‌ را زشت‌ و ناپسند جلوه‌ دهد. افزون‌ بر آن‌، احزاب‌ دست‌ نشانده‌ي‌ شوروي‌ سابق‌ و نهضت‌هاي‌ چپ‌ به‌ طور كلي‌، مي‌كوشيدند تا با الگوبرداري‌ از روش‌هاي‌ «اردوگاه‌ جهاني‌ سوسياليسم‌»، انديشه‌ي‌ ملي‌گرايي‌ را در سراسر جهان‌ مورد يورش‌ قرار داده‌ و سركوب‌ كنند.
در نظام‌ آموزشي‌ اتحاد شوروي‌ پيشين‌، به‌ گونه‌ي‌ همه‌ي‌ نظام‌هاي‌ سلطه‌ گرا (چه‌ پيش‌از آن‌ و چه‌ پس‌ از آن‌)، كوشش‌ بر آن‌ بود تا با تلقين‌ مداوم‌ و در نتيجه‌  «شرطي‌ كردن‌ » كودكان ، نوجوانان‌ و جوانان‌، مفاهيم‌ قالبي‌ خود را به‌ خورد آنان‌ بدهند. در همين‌ راستا، در همه‌ي‌ مدرسه‌هاي‌ شوروي‌ سابق‌، افزون‌ بر ناپسند شمردن‌ و سب‌ و لعن‌ انديشه‌ي‌ ملي‌ گرايي‌،  «پان‌ ايرانيسم‌ » نيز به‌ عنوان‌ پديده‌اي‌ زشت‌، پديده‌اي‌ ضد خلق‌ و ساخته‌ و پرداخته‌ دست‌ امپرياليسم‌ و دشمنان‌ طبقه‌ي‌ كارگر، به‌ دانش‌آموزان‌ آموخته‌ مي‌شد. در اين‌ زمينه‌ به‌ يك‌ مورد به‌ عنوان‌ مشتي‌ از خروار، اشاره‌ مي‌شود.
درسي‌ و دومين‌ جلد دانشنامه‌ (دايره‌المعارف‌) شوروي‌، درباره‌ي‌  «پان‌ ايرانيسم‌ » چنين آمده‌ است‌: «فلسفه‌اي‌ است‌ ارتجاعي‌ و نژادي‌. محركين‌ آن ] انديشه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم[ ، ملاكين و سرمايه‌داران‌ بزرگ‌ ايراني‌اند كه‌ با امپرياليست‌هاي‌ خارجي‌ رابطه‌ دارند».
در سرزمين‌هاي‌ جداشده‌ از ايران‌، يعني‌ قفقاز و آسياي‌ ميانه‌، سب‌ و لعن‌ پان‌ ايرانيسم‌ قوي‌تر و با آب‌ و تاب‌ بيشتر از سوي‌ آموزگاران‌ براي‌ شاگردان‌، عنوان‌ مي‌شد. آموزگاران‌ ساعت‌هاي‌ پياپي‌ در نكوهش‌  «پان‌ ايرانيسم‌ » براي‌ شاگردان‌ داد سخن‌ مي‌دادند و به‌ شيوه‌ي‌ تبليغاتي‌ بلشويك‌ها، در كنار حكايت‌هاي‌ عجيب‌ و غريب‌، سيلابي‌ از تهمت‌ و افترا را نيز چاشني‌ آن‌ مي‌كردند، آنان‌ مي‌كوشيدند تا با تكيه‌ به‌ روش‌هاي‌ روانشناسي‌ به‌ سبك‌ شوروي‌، چهره‌اي‌ بسيار زشت‌ از  «پان‌ ايرانيسم‌ » و هيولاهايي‌ خونخوار، از پان‌ ايرانيست‌ها ارائه‌ نموده‌ و اين‌ آموزه‌هاي‌ دروغ‌ را به‌ خورد دانش‌آموزان‌ بدهند.
دوست‌ ارجمند و هم‌ خانمان‌ گرامي‌ تاجيك‌، آقاي‌ ميرزا شكورزاده‌ كه‌ دوران‌ دبستان‌، دبيرستان‌ و دانشگاه‌ را در تاجيكستان‌ زير سلطه‌ي‌ شوروي‌ گذرانده‌، پيرامون‌ گفته‌ي‌ بالا، مي‌گويد:  «با وجودي‌ كه‌ من‌ و مانند من‌ در نظام‌ بلشويكي‌ بزرگ‌ شده‌ بوديم‌، اما هميشه‌ مي‌كوشيديم‌ كه‌ در آن‌ جو خفقان‌ و بي‌خبري‌، پيوندهاي‌ گذشته‌ را باز يابيم‌، بياموزيم‌ و حفظ كنيم‌. روزي‌ آموزگار در كلاس‌ درس‌ آموزش‌ اجتماعي‌، سخن‌ از «پان‌ ايرانيسم‌ » به‌ ميان‌ آورد و آن‌ را با زشت‌ترين‌ واژه‌ها تعريف‌ كرد و از هواداران‌ آن‌ به‌ عنوان‌ هيولا و ديو نام‌ برد. در زنگ ‌تفريح‌، برخي‌ از هم‌ كلاسي‌ها به‌ گرد هم‌ آمديم‌ و در حالي‌ كه‌ از شنيدن‌ نام‌  «پان‌ ايرانيسم‌ » سخت‌ به‌ هيجان‌ آمده‌ بوديم‌، با هم‌ به‌ نجوا پرداختيم‌. همگي‌ بر اين‌ باور بوديم‌ كه‌ بر خلاف‌ گفته‌هاي‌ آموزگار،  «پان‌ ايرانيسم‌» مي‌تواند نهضت‌ نجات‌ بخش‌ ما نيز باشد.
عصر كه‌ به‌ خانه‌ رفتم‌، بي‌درنگ‌ نزد پدر شتافتم‌. پدر مردي‌ بود كه‌ هر روز شاهنامه مي‌خواند و داراي‌ عواطف‌ ملي‌گرايي‌ و ايران‌ دوستي‌ بود. سخنان‌ آموزگار و نظر خود و تني چند از هم‌ شاگردي‌ها را برايشان‌ بازگو كردم‌. پدر گفت‌: نظر تو و دوستانت‌ درست‌ است‌. برخلاف‌ آن‌ چه‌ دستگاه‌هاي‌ دولتي‌ مي‌گويند،  «پان‌ ايرانيسم‌ » انديشه‌ي‌  «شر » نيست‌ بلكه‌ انديشه‌ي‌  «خير » است‌ و اميدوارم‌ روزگاري‌ بتواند تحقق‌ پيدا كند. زيرا نجات‌ ما، در گرو هم‌بستگي‌ و وحدت‌ است‌.»
بعد از شهريور 1320 خورشيدي‌، در اثر هم‌ كاري‌ و هم‌ آوايي‌ دو نيروي‌ اشغالگر روس‌ و انگليس‌، حزب‌ توده‌ آغاز به‌ كار كرد. دفترهاي‌ اين‌ حزب‌ در تهران‌ و مناطق‌ شمالي‌ كشور كه‌ زير سلطه‌ي‌ سربازان‌ روس‌ بود، يكي‌ پس‌ از ديگري‌ گشوده‌ شدند. البته‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه نيرومندترين‌ تشكيلات‌ حزب‌ توده‌ در دوران‌ مزبور، پس‌ از مناطق‌ تحت‌ نفوذ روس‌ها، در شهر آبادان‌ قرار داشت‌ كه‌ مركز شركت‌ سابق‌ نفت‌ جنوب‌ بود. پالايشگاه‌ آبادان‌ كه‌ در آن‌ روزگار بزرگ‌ترين‌ پالايشگاه‌ جهان‌ به‌ شمار مي‌رفت‌ و سوخت‌ ناوگان‌ امپراتوري‌ انگليس‌ را تأمين‌ مي‌كرد، در اين‌ شهر قرار داشت‌.
در ايران‌ نيز حزب‌ توده‌ از همان‌ آغاز فعاليت‌، ستيز با انديشه‌هاي‌ ملي‌ و ملي‌ گرايان‌ را با بهره‌گيري‌ از الگوهاي‌ وارداتي‌ از روسيه‌، در برنامه‌ي‌ روزمره‌ي‌ خود قرار داد. حزب‌ توده‌ براي‌ تهيه‌ي‌  «خوراك‌ تبليغاتي‌ » در اين‌ مورد نيز مانند زمينه‌هاي‌ ديگر، نيازي‌ به‌ تفكر، بررسي‌، پژوهش‌ و...، نداشت‌. همه‌ چيز از پيش‌ وسيله‌ي‌  «رفقا » در مسكو آماده‌ شده‌ بود. از اين‌ رو در سرتاسر جهان‌، بلشويك‌ ها انديشه‌ي‌ ملي‌ گرايي‌ و ملت‌گرايان‌ را با يك‌ رشته‌ گفتارهاي‌ زشت‌ و همانند و يك‌ سلسله‌ تهمت‌ها و افتراهاي‌  «كليشه‌اي‌ » محكوم‌ مي‌كردند.
همه‌ جا از دهان‌ آنان‌ يك‌ سخن‌ بيرون‌ مي‌آمد: دشمن‌ طبقه‌ي‌ كارگر، نوكر امپرياليسم‌،بورژوا، ليبرال‌، فاشيست‌، نازيست‌ و...
 براي‌ درك‌ بهتر طرز تفكر حزب‌ توده‌ پيرامون‌ مسأله‌ي‌ ملي‌ و ملت‌گرايي‌ و آشنايي‌بيشتر با منطق‌ «ديالكتيك‌ تاريخي‌ » كه‌ بلشويك‌ها مي‌كوشيدند، پايه‌هاي‌ علمي‌ براي‌ آن‌دست‌ و پا كنند، تنها به‌ عنوان‌ نمونه‌، به‌ ارايه‌ي‌ مشت‌ كوچكي‌ از خروارها خروار دشنام‌ وتهمت‌ و افترا، بسنده‌ مي‌گردد:روزنامه‌ي‌ بسوي‌ آينده‌، ميان‌ سال‌هاي‌ 1328 تا امردادماه‌1332 خورشيدي‌، به‌ عنوان‌ ارگان‌ غيررسمي‌ حزب‌ توده‌ منتشر مي‌شد. روزنامه‌ي‌ مزبور، در سر مقاله‌ي‌ روز دوم‌ مهرماه‌ 1329، زير عنوان‌ « ملي‌ چيست‌؟» ، مي‌نويسد:«ملي‌ نقاب‌ سياسي‌ است‌ كه‌ چهره‌هاي‌ داغدار و اندوهگين‌ را مي‌پوشاند. ملي‌ سرپوشي‌ است‌ كه‌ قبايح‌ و رذايل‌ را مخفي‌ مي‌كند. ملي‌ هر جور وجنايتي‌ را جايز مي‌شمارد... عقل‌ ملي‌ ناقص‌، فكر ملي‌ ناقص‌، منطق‌ ملي‌ ضعيف‌، زبان‌ ملي‌ الكن‌ است‌. خواهيم‌ بود و اضمحلال‌ ملي‌ را خواهيم‌ ديد...»
 
هنگامي‌ كه‌ در پانزدهم‌ شهريور ماه‌ 1326 خورشيدي‌، مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ موجوديت‌خود را اعلام‌ كرد، «روس‌»ها، صفحات‌ مربوط به‌ «پان‌ ايرانيسم‌ » را از فرهنگ‌ها (دايره‌المعارف‌) و هم‌چنين‌ كتاب‌هاي‌ درسي‌ مدرسه‌هاي‌ حزبي‌، نسخه‌برداري‌ كرده‌ و دراختيار گردانندگان‌ حزب‌ توده‌ قرار دادند.
از اين‌ روي‌، پس‌ از نخستين‌ اعلاميه‌هاي‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ و انتشار هفته‌ نامه‌ساساني‌، حزب‌ توده‌ ترجمه‌ي‌ نوشته‌هاي‌ مزبور را چونان‌ گندابي‌ از فحش‌ و ناسزا، به‌ هر سوروان‌ كرد. اما، جنگ‌ تبليغاتي‌ كافي‌ نبود. مي‌بايست‌ با شيوه‌هاي‌ ايجاد ترور و وحشت‌، ملي‌گرايان‌ و پان‌ ايرانيست‌ها را از ميدان‌ بدر مي‌كردند. از اين‌ رو، شكار ملي‌ گرايان‌ و پان‌ايرانيست‌ها از سوي‌ گاردهاي‌ مسلح‌ حزب‌ توده‌ آغاز شد. گاردهاي‌ مزبور كه‌ از سوي‌نيروهاي‌ اشغالگر روس‌ آموزش‌ ديده‌ بودند، زير نام‌ كارگران‌ چيت‌سازي‌، بلورسازي‌،دخانيات‌ و...، سازمان‌بندي‌ شده‌ بودند. بيشتر فرماندهان‌ گارد مزبور را، «مهاجران‌ قفقازي‌» يعني‌ هم‌ خانمان‌ آن‌ سوي‌ ارس‌ كه‌ از سال‌ها پيش‌ به‌ خدمت‌ حزب‌ كمونيست‌ درآمده‌ بودند، تشكيل‌ مي‌دادند. اينان‌ سال‌ها در ارتش‌ سرخ‌ و سرويس‌هاي‌ اطلاعاتي‌ شوروي‌، خدمت ‌كرده‌ بودند.
اما چنان‌ كه‌ تاريخ‌ معاصر ايران‌ گواه‌ است‌، پايداري‌ گروهي‌ از جوانان‌ اين‌ سرزمين‌ درقالب‌ مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌ و حزب‌هاي‌ برخاسته‌ از آن‌، همه‌ي‌ اين‌ تمهيدات‌ را درهم‌ شكست‌و راه‌ را بر مبارزات‌ وسيع‌ ناسيوناليستي‌ ملت‌ ايران‌ زير شعار ملي‌ كردن‌ صنايع‌ نفت‌ در سرتاسر كشوربه‌ پيشوايي‌ دكتر محمد مصدق‌، هموارتر كرد.
تا پيش‌ از درهم‌ شكسته‌ شدن‌ جو اختناق‌، ترور تحميل‌ شده‌ از سوي‌ حرب‌ توده‌ برمحيط دانشگاه‌، مدرسه‌ها، خيابان‌ها، كارخانه‌ها و...، سلطه‌ ي‌ كامل‌ داشت‌. احزاب‌ وگروه‌هاي‌ موجود در حاشيه‌ قرار داشتند و فاقد توان‌ حضور در صحنه‌هاي‌ سياسي‌ واجتماعي‌ كشور بودند. از اين‌ رو، اين‌ گونه‌ احزاب‌ براي‌ پيدا كردن‌ فضا، ناچار همراه‌ و همگام‌حزب‌ توده‌ مي‌شدند. از نمونه‌هاي‌ بارز آن‌، تلاش‌ نافرجام‌ براي‌ تجزيه‌ آذربايجان‌ و همگامي‌برخي‌ حزب‌هاي‌ به‌ ظاهر ملي‌ با حزب‌ توده‌ و فرقه‌ دموكرات‌ است‌.
بدين‌ سان‌، حضور پان‌ ايرانيست‌ها در صحنه‌ي‌ مبارزات‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ ملت‌ ايران‌،امكان‌ حضور فعال‌تر ديگر گروه‌هاي‌ سياسي‌ و از همه‌ مهم‌تر، توده‌هاي‌ مردم‌ ايران‌ را درصحنه‌هاي‌ مبارزه‌ براي‌ ملي‌ كردن‌ صنايع‌ نفت‌ در سراسر كشور، بيش‌ از پيش‌ امكان‌پذيركرد.
البته‌ از ياد نبريم‌ كه‌ مبارزه‌ مزبور، بزرگ‌ترين‌ مبارزه‌ي‌ «ضد استعماري‌ » ملت‌ ايران‌ درقرن‌ بيستم‌ ميلادي‌ بود. در اثر اين‌ مبارزه‌ بزرگ‌ و درهم‌ كوبيدن‌ پايگاه‌ نيرومند استعمار انگليس‌ در قالب‌ ملي‌ كردن‌ صنايع‌ نفت‌ و خلع‌ يد از شركت‌ غاصب‌ نفت‌، راه‌ براي‌ خيزش‌مردم‌ آسيا، آفريقا و آمريكاي‌ لاتين‌، هموار شد.
 ياد همه‌ي‌ كوشندگان‌ نهضت‌ ملي‌ كردن‌ نفت‌ در سرتاسر كشور، گرامي‌ باد


فرستادن دیدگاه ها
نام ونام خانوادگی:
ایمیل:    
دیدگاه ها:  






 
 
گروههای جستارها:
 
 
 
پربازدیدترین ها:
 
پيدايي ناسيوناليسم ايـران

نهضت پان ايرانيسم و رستاخيز كردستان آن سوي مرز

پيام ملامصطفي بارزاني به همايش پنجم حزب پان‌ايرانيست (تهران ـ 16 تيرماه 1346)

چكيده‌ي‌تاريخ‌تجزيه‌ايران‌

از آغاز مكتب ، هر نشست را با نام خدا آغاز كرديم و امروز نيز بر همان پيمان هستيم پاينده ايران
 
همه حقوق وابسته به دیدارگاه مرکز پژوهش های  کاربرد ی ایران می باشد.-
برداشت نوشتارها با بهره گیری از آنها تنها با یاد نویسنده و نشانی این دیدگاه روا می باشد.
Powered by Ratin Co Copyright © 2009 karbord   All rights reserved.